سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
611
تاريخ ايران ( فارسى )
نايل به افتخارى گردند . در سال بعد ، از هيچ طرف دست به كار مهمى زده نشد و در 528 روميان تحت فرماندهى بليزاريوس دوباره شكست خوردند . ژوستىنىين « 1 » چنين تصور كرد قوائى كه تحت فرمان بليزاريوس بودند بغايت ضعيف و كارى از آنها ساخته نيست و لذا او را بسردارى مشرق تعيين و با سپاه قوى و نيرومندى مركب از 25 هزار تن كه قسمت زياد آن از مردمان ماساژت بود مجهز ساخت . سردار ايران ( فيروز مهران ) بدارا شتافت ، واقعا چقدر دلچسب است كه بعد از قرنهاى زيادى كه از آن تاريخ گذشته است از مكاتبات و پيغاماتى كه بين اين دو سردار ردوبدل شده استحضارى حاصل كنيم طرفين هردو رو به آسمان كرده و از خدا خواستند كه حق را مظفر و منصور بدارد و فيروز با نخوت و غرور تمام در آخرين نامهء خود بسردار رومى نوشت : « لازم است فردا اسباب حمام و ناشتاى مرا در داخل حصار دارا « 2 » حاضر سازى ( كه بعد از گرفتن شهر و صرف ناشتا ميخواهم حمام بروم » . بالجمله سردار رومى بعمليات دفاعى پرداخته سپاهش را در محليكه از پيش بدقت تعيين كرده بود به ترتيب قرار داد بطوريكه قسمت جلو آن از خندق عميقى محفوظ بود . فيروز كه عدهء سپاهش دو برابر سپاه بليزاريوس بود بدوا فرمان داد كه دشمن را تيرباران كنند . اينجا بارش تير يكباره بر سر روميان باريدن گرفت . واقعا هم آرتش ايران در تيراندازى ماهر و زبردست بوده است ، اما همچو معلوم مىشود كه به قدر كفايت تير نبود و لذا جنگ تنبهتن شروع گرديد ، در اين هنگام جناح چپ رومى دچار اختلال گرديد ، ليكن بواسطهء حملهء سوارهنظام ماساژت از خطر محفوظ ماند ، بعد از اين بلافاصله دستههاى جاويدان صفوف لژيونها را در جناح راست روميان درهم پيچيده و آن را متزلزل ساخند ، چه فيروز اصلا از همين طرف فرمان حمله داده بود و چنين به نظر ميرسيد كه فتح با ايرانيان است ولى باز سواران ماساژت حملهآور شدند و آنها ستون طويل ايران را كه روميان را عقب نشانده بود شكافته و دو قسمت كردند و همينجا
--> ( 1 ) - Joustinian . ( 2 ) - رجوع شود به « هفتمين دولت » صفحهء 369 . در آنجا تمام نامه مذكور است ( مؤلف ) .